تبليغاتX
بسم رب شهدا والصدیقین
 
  » شهدا اين قدرها هم نازنين نبودند

تلاش کردند تا به قول خودشان ارزش هاي دفاع مقدس را تبيين کنند نشستيم ودل سپرديم.

تلاش کردند تا به قول خودشان دستاوردهاي دفاع مقدس را تشريح کنند نشستيم وگوش کرديم.

انگشت هايشان را تاآنجاکه مي توانستند باز کردند وافتخارکردند که خاک ايران را حتي به اندازه ي يک وجب هم از دست نداده اند نشستيم ونگاه کرديم. اما نشسته بوديم وارزش هاي دفاع مقدس در حال تثبيت وتبيين وتحقيق وتشريح وترويج وتبليغ وبودند. ما نشسته بوديم وخيلي ها دوست داشتندکه ما بنشينيم وبه خاطرات گوش کنيم.

نشستيم و از روي مين رفتن هاي داوطلبانه از نماز شب هاي زير نور منور از وصيت نامه نوشتن هاي کنار اروند، از به خط زدن و به خدا رسيدن، از يخ زدن روي قله ي ماووت ، از سوختن درسه راه شهادت، از قطعه قطعه شدن پشت خاکريز و...و...و بشنويم.

نشستن وشنيدن کارمان شده بود و چه شيرين هم بود وچه حالي داشت!درست مثل نشستن در خيمه هاي عزاداري و شنيدن مصائب وفضائل اهل البيت(ع).

ثمره ي جهاد نسل ايستاده فريادگر، شده بود نسل نشسته ي ياد آور.

و در تمام آن سال ها که ما داشتيم عکس حاج همت و متوسليان وبروجردي وباکري وخرازي را پشت کلاسورهايمان يا روي کمدهايمان مي چسبانديم وصبح هاي سه شنبه مي‌رفتيم زيارت عاشورا با سانديس، يک نفر داشت فرياد مي زد:"بسيجي بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلت هاي اصلي انقلاب زنده بماند."

وسط ميدان ما شده بود کنج عافيتي که با ياد شهدا تزيين شده بود و عکس هايشان و خاطراتشان وروز به روز هم خاطرات لطيف‌ترمي شد و لطيف‌تر. اينکه چطور عاشق مي شدند ،چطور خواستگاري مي‌کردند ، چطور دل خانم هايشان را به دست مي آوردند ، چطور به نوزادانشان نگاه مي کردند، چطور شوخي مي کردند و...

عجب شهداي نازنين بي آزاري . شهيداني که حتي شهرام جزايري هم حاضر بود زکات اختلاس هايشان را بدهد تا برايشان کنگره ي بزرگداشت برگزار شود

گفته بود مي بيني اين را براي حجله ام گرفته ام. قشنگ هست يا نه؟ و به قاب نگاه مي کرد، به بچه هاي کوچه  اصغر شهيدکه شايد بيست و دو را هم پر نکرده بود و دست هايش، دست هاي زمخت و پينه بسته اش، به شصت ساله ها مي مانست.

اصغر که شهيد شد، مي دانست روزي خواهد رسيد که فقط شهداي نازنين را ياد خواهند کرد؟ آنها که نه فرزندان پا برهنه ي جنوب شهري اند و نه بغض به قربانگاه آمده ، نه تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها و نه شمشير برهنه ي عدالت علي در برهوت ظلم و تحجر؟ شهدايي که به نشستن فرا مي خواند و گريستن و حال ، و نه به قيام و مبارزه و قيل و قال. شهداي نازنين، شهدايي که مي شود برچسبشان را چسباند به داشبورد زانتيا و گاز داد تا جمکران!

تا آنجا که يادم مي آيد، شهدا آنقدر ها هم که حالا مي گويند نازنين نبودند. هميشه هم لبخند روي لبشان نبود. آنقدر مست خدا نبودند که فقر و فساد و تبعيض از يادشان برود و آنچنان از خوف خدا غش نکرده بودندکه هيچ خوفي بر دل هيچ کس نيندازند.

تا آنجا که يادم هست – راستي چند هزار سال پيش بود؟

- تجمل پرست ها از بسيجي ها مي ترسيدند. مفسد ها، مال مردم خور ها، رانت خوارها، از بسيجي ها مي ترسيدند، شهدا آدم هاي ترسناکي بودند. باور کنيد به خدا، اين قدر دوست داشتني بودن هم خوب نيست.

باور کنيد به خدا، امام حسين (ع) هم اين قدر دوست داشتني نبود. اگر نمي ترسيدند از او، که قطعه قطعه اش نمي کردند و اسب بر پيکرش نمي‌دواندند و آب بر قبرش نمي بستند و در خيمه ها محصورش نمي کردند.

به روضه اش رسيديم.

حالا چقدر حال مي دهد زيارت خواندن براي شهدايي که بعد از رفتن هم شبيه شده اند به عشقشان، به حسين (ع) که آن بزرگ گفت: دو بار شهيد شد.
السلام عليکم يا اولياء الله و احبائه، السلام عليکم يا اصفياء الله و اودّائه.

* گفتاری از وحید جلیلی- سردبیر ماهنامه راه

منتشر شده در ماهنامه امتداد و روزنامه حزب الله

بر گرفته از وبلاگ چرک نویس های یک دانشجوی انقلابی

 

مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 4:16 قبل از ظهر - جمعه 17 مهر1388 |
  » هفته دفاع مقدس..
     هفته دفاع مقدس

به نام خداوند مردان جنگ ......... دلیران چون شیر و ببرو پلنگ

به نام خداوند یاران دین ......... زشک رسته مردان اهل یقین

به نام یلان محمد نژاد ......... که شد شورشان قبطه گرد باد

.....

به نام کسانی کنم اقتدا که در خاک از آنهاست جوش و صدا

من و یاد یاران که سر باختند ......... ولی بر ستم گردن افراختند

سحر گاه اعزام یادش بخیر ......... وگردان گم نام یادش بخیر

لباسی که خاکی تر از خاک بود ......... ولی چون دل عاشقان پاک بود
 
 هفته دفاع مقدس بر دلاور مردان بسیج .سپاه .ارتش.و خانوادهای معظم شهدا و ایثارگران
مبارکباد .

مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 12:33 بعد از ظهر - دوشنبه 30 شهریور1388
  » شهید محمد اسلامی نسب معروف به سردار زهرایی

                                                                  

تاريخ تولد.۱۳۳۳

تاريخ شهادت ۴/۱۰/۶۵ مسئو ليت: فرمانده گردان امام رضا لشكر۱۹ فجر

محل شهادت : محور شلمچه عمليات: كربلاي۴ چهار محل دفن: گلزار شهداي شيراز

زندگي نامه: شهيد محمد اسلامي نسب در پايا ن زمستان ۱۳۳۳در روستاي لا زنگان توابع شهرستان داراب در خانواده مذهبي متولد مي شود . ودر ۳سه سالگي از نعمت پدر محروم مي شود . شهيد در بحبو به انقلاب اسلامي در تظاهرات ها حضور فعالي داشت ودر روز ورود امام خميني به كشور با چندين نفر از جوانان حزب ا لهي راهي تهران شد و موفق به ديدار امام مي گردد . آن عزيز در زمان جنگ افروزي ضد انقلاب در كردستان به اتفاق هشتاد نفر از سبز پوشان دلير سپاه در تاريخ ۴/۱۱/۵۸ در حالي كه هنوز يك سال از پيروزي انقلاب نگذشته است ، براي مقابله با گروهكهاي منافق و معا ند راهي كردستان مي شود اما استقرار و اقامت او و همراهانش در مهاباد دوامي نمي يابد چرا كه هيات دولت موقت ( بازرگان ) طبق مصالحه با گرو هاي مخالف ، اعلام آتش بس كرده است . بعد از بازگشت از كردستان مدتي در خد مت شهيد بزرگوار حضرت آيت الله دستغيب به حفظ اين گو هر ارزشمند گنجينه انقلاب اسلامي پرداخت . پس از از چند صباحيي مسئوليت حفاظت اطلا عات دادگاه انقلاب اسلامي انجام وظيفه كرد . با شروع جنگ تحميلي راهي جبهه شود . در سال ۶۴از ناحيه چشم مصدوم شود ودر عمليات والفجر ۸ در حالي كه فرماندهي گردان امام رضا را بر عهده داشت شديدا دچار مصدوميت شميايي شد اين شهيد بز رگوار علاقه فراواني به ائمه اطهار (ع) به ويژه حضرت زهرا(س) داشت سرانجام در عمليات كربلاي۴ با رمز يا فا طمه زهرا به شهادت رسيد و پيكرش مطهرش را پس از ۲۰ روز بعد از شهادت شيراز انتقال يافت ودرگلزار شهداي شيراز به خاك سپرده شد

قسمتي از و صيتنامه .

شهادت آنچنان شيرين و لذت بخش است كه با هيچ كدام،از وعده هاي دينوي او را مقياسي نيست. شهادتي كه دشمن با هيچ سلاحي عليه او نمي تواند به مبارزه در آيد و همه تيغ هاي دشمن در مقابلش كند و بي اثر است.

۲-من هر وقت نام مبارك بي بي فاطمه الزهرا (س)را به زبان ميارم نا خودآگاه از خود بي خود ميشوم و مطمئن هستم كه ايشان ما را شر منده نميكنه

سردار زهرايي (س)

دفتر لشگر آب و جارو شده و دوستان با فالوده زعفراني آماده پذيرايي از مهماني عزيز بودند تا بر رواق چشمانمان پاي گذارد. سال ۱۳۶۷ بود و آن مهربان براي بازديد از مناطق جنگي راهي جبهه‌ها شده بود. هنگاميكه به محفل بسيجيان آمدند، با مشاهده فالوده زعفراني فرمودند: «چه فالوده خوبي و چه شيرازي‌هاي خوش سليقه‌اي!» پس از آن طبق برنامه فيلم مصاحبه شهيد «اسلامي‌نسب» را كه چند روز قبل از شهادت ايشان ضبط شده بود، پخش كرديم، شهيد در صحبتهايش از عملياتهاي مختلف ياد كرده، گفت : «پاره تن رسول الله (ص) هميشه ما را در مصائب ياري كرده است و پس از مكثي كوتاه با شور و جذبه‌اي خاص ادامه داد: «من هر گاه نام بي‌بي فاطمه زهرا (س) را بر زبان مي‌آورم، ناخودآگاه از خود بيخود مي‌شوم.» و عينك از چشمانش برداشت و اشكهايش را از صورت زدود. در همين زمان من متوجه عزيز مهمان بودم كه سخت متأثر شدند و ايشان نيز عينك از چشمان خيس خود برگرفته خطاب به شهيد مكرر مي‌فرمودند: «بگو! چرا سكوت كردي؟ بگو كه ايشان را ملاقات كرده‌اي ...» زمانيكه ايشان مقر «لشگر فجر» را ترك مي‌كردند، خواستار نوار مصاحبه «سردار زهرايي» شدند و ما با افتخار آن را به رهبر عزيز و بزرگوارمان «حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي» تقديم كرديم

پانزده روز بعد شهادت

 پس از عمليات كربلاي۴،اطلاع يافتيم كه دشمن تعدادي از شهدا را در شلمچه دفن كرده است. جمعي از اسراي عراقي را براي تفحص پيكرهاي اين عزيران به منطقه فرستاديم. پس از مدتي جستجو يكي از آنها (اسرا ء) مزار شهدا را به خاطر آورد. زمين را حفر كرده، پيكرها را بيرون آوردند. هنگاميكه براي زيارت شهيد اسلامي‌نسب به معراج رفتم، حيرت و شگفتي وصف ناپذيري مرا فرا گرفت. پيكر مجروح محمد آنقدر شاداب و معطر بود كه گويي همين چند لحظه قبل به شهادت رسيده است در حاليكه پانزده روز از شهادت آن مهر بان مي‌گذشت، بوسيدمش. گونه‌اش به تازگي گل بود و جاني دوباره به من بخشيد

رمز يا فاطمه الزهرا (س)

در يکي از عملياتها، چشمان محمد به شدت آسيب ديد و او به بيمارستان انتقال يافت. پس از معاينات دقيق و معالجات متعدد، پزشكان اظهار كردند كه چشمان او بينايي‌اش را از دست داده و كاري از كسي ساخته نيست. اين سخن غمي سنگين بر دل محمد نشاند. نه از آن جهت كه ديگر چيزي نمي‌بيند بلكه دوري از جبهه و بسيجيان غصه دارش كرده بود. چند روز بعد از تشخيص پزشكان دوباره به بيمارستان بازگشت و با اصرار آنان را راضي نمود تا چشمانش را عمل كنند. مي‌گفت: «شما با رمز يا فاطمه الزهرا «س» جراحي را شروع كنيد. بقيه‌اش با ...»
پس از عمل هنگاميکه پانسمان چشمانش را باز مي‌کردند او در ميان بسيجيها (دوستان) از مهرباني کسي سخن مي‌گفت که....

                                                                                           شهید محمد اسلامی نسب ( سردار زهرایی)   


مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 7:17 بعد از ظهر - سه شنبه 24 شهریور1388 |
  » انقلابيون ديروز منافقين امروز

 اين روزها كه دادگاه عوامل اختشاشات بر گزار مي شود چهره هايي را مي بينم و اسامي پشت پرده قضيا كه افشا مي شود  روزگاري جز مبارزان قبل و بعد از انقلاب بودند كساني كه گوش به فرمان امام با استكبار مبارزه مي كردند و شب روز نداشتند واز هيچ كاري فرو گذار نبو دند و به فكر  مي روم و با خود مي گويم كه چرا ؟ چه گذشت توي اين چند سال اين همه تغير كردند  كساني كه حتي در دفاع از انقلاب تا مرز شهادت پيش رفتند . حال تبد شده اند به كساني كه دشمن را با كارهاي خو د خوشحال مي كنند و برايشان كف سوت مي زنند و در مقا بل ولايت و خون شهدا صف آرايي كرده اند . و به ياد جمله معروف سردار شهيد حميد با كري مي افتم كه مي گويد اي برادران دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیره اینصورت زمانی فرا می رسد که جنگ تمام می شود ورزمندگان اسلام به سه دسته تقسیم می شوند.

 1-دسته ای با گذشته خود بر می خیزند واز گذشته خود پشیمان میشوند

 2-دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند ودر زندگی مادی غرق

 می شوند وهمه چیز را فراموش می کنند.

 3-ودسته سوم به گذشته خود وفادارمی مانند واحساس مسولیت می کنند .

عجيب تر از آن هم كه حرف از امام مي زنند و خود را پيرو خط امام مي دانند و بر خلاف آن عمل مي كنند و ساز مخالفت با ولايت مي زنند و منافقانه عمل مي كنند  و هم نوا با رسانه هاي بيگانه و غرب شده اند و از خدمات گذشته خودشان براي  تو جيع كارشان و انحراف فكري بين جو انان استفاده مي كنند به قول امام مي گويد كه ملاك حال افراد است تا زماني كه در راه اسلام و انقلاب قدم برداري واز اين ريل خارج نشده اي  در اين خط هستي .ولي هر وقتي از اين راه خارج شده و تخلفي خود و آقا زادهايشان انجام دادند بدون در نظر گرفتن خدمات گذشته اش كه چي بوده و چكار كرده به شدت مجازات شده و طبق قوانين محاكمه شود اسلام و انقلاب با كسي تعارف ندارد هر چه  اسلام دارد ضربه مي خورد از همين تعا رف هاست من به مسو لان قوه قضاييه خواهش مي كنم كه با اين گونه افراد  برخورد كند نمي شود آينده كشور و انقلاب كه حاصل خون چندين هزار شهيد است فداي منافع اين چنين افراد كرد كشوري كه نامش جمهوري اسلامي است و   قانون اساسيش طبق اسلام  تد وين شده است بايد در آن عدالت اجرا شود هر كس تخدي كرد بايد مجازات شود فرق نمي كند كي باشد پسر كدام مسئول باشد. نمونه اش مهدي هاشمي. حمزه كرمي ،مدير سايت جمهوريت در جلسه  چهارم دادگاه با اشاره به نقش اصلي مهدي هاشمي در گردا نندگي اين سايت ، اعترافات بسيار تكان دهنده اي را درمورد ولخرجي آقاي مهدي هاشمي از بيت المال براي مقاصد انتخاباتي و آشوب بيان نمود .وي اعلام داشته كه مهدي هاشمي رفسنجاني ، در انتخابات دور نهم ، براي تبليغات پدرش، مبلغ 2 ميليارد تومان از هزينه هاي مر بوط به سازمان بهينه سازي مصرف سوخت با سند سازي قلابي مصرف كرده ودر انتخابات كنوني نيز با استفاده از روش هاي غيره قانوني ، تقلب ، پو لشويي و...با سئو استفاده از بيت المال و مخصو صا از بودجه ي دانشگاه آزاد  اسلامي ، قبل از انتخابات ، به نفع مو سوي و تخريب احمدي نژاد و بعد از انتخابات ،در راستاي كمك به آشوب طلبان ميلياردها تومان هزينه كرده است.   وقتي رو حاني نما هايي ( به قول امام مشتي آخوند درباري)   در اين جريانات همسو با كل رسانه هاي غربي  در حوزها علميه خود و مساجد (‌به قول مقام معظم رهبري مسجد ضرار) به اين نا آرامي ها دامن زدند مثلا آيت الله صانعي طبق فتو اهاي كشكي خود و احمقانه  اعلام كرد هر گونه همكاري با دولت حرام است  . آقاي صانعي كسي كه خود را مرجع تقليد مي دانيد  شما بر چه پايه و اساسي  اين چنين فتوا هايي مي دهيد كه  سبب دو دستگي و گمراهي بين مردم  شود  و حتي اين آقا اخيرا  در گرگان در يك سخنراني با لفظ بي ادبانه كه مصاد ق كسي كه خود را مرجع تقليد  مي داند نيست  به ريئس  جمهور مردمي ايران  توهين كرد و لقب حرامزاده داد.  چرا بايد  اين چنين افرادي با سئو استفاده از مقام و لباس و مو قعيت خود  با دشمنان جمهوري اسلامي همسو شود ، كه امام خميني درباره اين جماعت مي فرمايد:  رو حانيون وابسته ،ضررشان از هر فرد ناپاك ديگر بيشتر است . و هميشه اين دسته از رو حانيون مورد لعن و نفرين خدا و رسول و مردم بو ده اند، و ضربات اصلي را به اين انقلاب ، رو حانيون وابسته و مقدس معآب و دين فروشان زده اند و مي زنند  ودر جایی دیگر می فرماید. (ضربات روحانیون ناآگاه وابسته به مراتب کاری تر از اغبار بوده و هست ...روحانیون وابسته و مقدس نماو تحجرگرا هم کم نبو دند و نیستند .در حوزه های علمیه هستند افرادی  که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند .امروز عد ه ای با ژست و تقدس مُابی چنان  تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی و ظیفه ای غیر از این ندارند. خطر تحجر گرایان و مقدس نمایان احمق و حوزه های علمیه کم نیستند.طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط خال کوتاهی نکنند اینها مروج اسلام آمریکا ییند و دشمن رسول الله . آیا در مقابل این افعی ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود. صحیفه امام ج ۲۱. منشور رو حانیت )

                                                                                               

فرزندان اكبر شاه    ابو موسي الشعريرگ بر منافق

.. وقتي كه اكثر عناصر دستگير شده متهمان كودتاي مخملي ، خواستار دستگيري و محاكمه دانه درشت ها هستند و وقتي نقش عوامل اصلي آشوب ( خاتمي ، موسوي ، كروبي ، صانعي، مهدي هاشمي رفسنجاني) در تمامي شواهد و اسناد محرز  است ، چگو نه براساس كدامين معيار، اين افراد هنوز در حاشيه ي امن به سر برده و حتي بعضا به اعمال خود ادامه مي دهند ؟ وقتي آ بروي نظام توسط كروبي بارها زير سئوال رفته چند ين نفر به خاطر موسوي و خاتمي ، جان خود را از دست داده  ميليارده دلار از پول بيت المال تو سط امثال مهدي هاشمي به سر قت رفته و توهيني كه صانعي ( ابو موسي الشعري زمان)  به رئيس جمهور منتخب مي كند  .چرا مسئو لان قوه قضائيه ا با اين چنين تخلفات واضع رسيدگي نمي كند؟ و عوامل اصلي براي اجراي عدالت براي محاكمه به دادگاه  احضار نمي كند اگرچند  جوان نگون بختي فريب خورده و سنگي پرتاب كرده يا در تجمعات غيره قانوني شر كت داشته با تحريك همين جماعت اين كار را كرده شما چرا به سراغ ريشه نمي رويد و به سراغ شاخ برگ مي رويد ؟اينها تخلف كرده اند بايد طبق قانون محاكمه شوند جامعه اسلامي و علوي و شيعه بايد روش اجراي عدلش طبق عدل علي (ع) باشد و با تخديان در هر مقام مسند بر خورد كند تا درسي براي ديگران شود. د آيا و ظيفه دستگاه قوه قضائيه  با اين چنين افراد چيست ؟ اين ساده  است اجراي عدالت بدون تعارف بر خورد با هر كسي در هر مقام مسند اين همان شيوه پيامبر(ص)  و علي (ع ) است البته سخنان قاطع آيت الله لاريجاني بعنوان رياست جديد قوه قضائيه در روز معارفه مبني بر برخورد با مجرمان در هر جايگاه و تداوم برگزاري دادگاه سران اغتشاش، اميدهاي تازه اي را دل دل مردم ، مبني بر تغير رويكرد قوه قضائيه و برخورد با دانه درشت ها ايجاد كرده است  .انشا الله


مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 12:40 بعد از ظهر - دوشنبه 9 شهریور1388 |
  » در دل

روزگاري شهر ما ويران نبود ............دين فر وشي اينقدر ارزان نبود


صحبت از موسيقي عر فانن بود..............هيچ صوتي بهتر از قران نبود


دختران را بي حجابي ننگ بود............ رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود


د ختر حجب حيا غر تي نبود ...................... خانه فرهنگ کنسرتي نبود


مرجعيت مظهر تکريم بود .......................حکم او عالمي را تسليم بود


يک سخن بود و هزاران مشتري............ ان هم از لوث قرائت ها بري


واي که در سالهاي سياه دوهزار................کار فرهنگي شده پخش نوار


ذهن صاف نوجوانان محل.............................پر شد از فيل هاي مبتذل


پشت پا بر دين زدن ازادگيست ........... حرف حق گفتن عقب افتادگيست


اخر اي پرده نشين فاطمه.......................... تو برس بر داد دين فاطمه


بي تو منکر ها همه معروف شد ..........کينه توزي با ولي مکشوف شد


در به روي رشوه گيران باز شد.................. دشمني با نائبش اغاز شد


بي تو دلهامان به جان امد بيا.................... کاردها بر استخوان امد بيا


گوش کن اينک نواي جنگ را ........... قصه اي از شهر بعد از جنگ را

قصه اي پرسوز تاب و التهاب.............. قصه اي تلخ و سراسر اظطراب


قصه اي پرسوز تاب و التهاب.............. قصه اي تلخ و سراسر اظطراب


قصه شهري که غرق درد بود.................. اتش شهوت درونش سرد بود


شهر ما شب هاي خيبر ياد داشت............. رمز يا زهرا وحيدر ياد داشت


شهر ما همت درونه سينه داشت........... با شهادت انس از ديرينه داشت


شهر ما روح خدا در دست داشت...... صد هزاران عاشق سرمست داشت


ناگهلن اين شهر ما بي درد شد ................. اتش غيرت درونش سرد شد


حال راز ها در شهر قصه چپ شد.......... .... پوشش خاکي لباس رپ شده


ديگر از جبه در ين جا رنگيست.......... ديگر ان حال و هواي جنگ نيست


يا خميني اي خليل بت شکن ...................خيز و بنگر فتنه هاي شهر من


جبهه و ياران من گم گشته اند............... غرق در نسيان مردم گشته اند


پس چه شد ياد پرستوهاي جنگ؟................ ياد جبه ياد ان خونين تفنگ


شهر من حجب و حيايت پس چه شد ............ ناله مهدي بيايت پس چه شد


اي بسيجي کو صفاي جبهه ها ؟................. کفر نگويم کو خداي جبهه ها ؟


اي جماعت ناله ام را بشنويد..................... درد چندين ساله ام را بشنويد


اي شما ان سوي اتش رفتگان................... اي شما اغئش ليلا خفته گان


بنگريد اين لکه هاي ننگ را.................... فتنه هاي شهر بعد از جنگ را


عدهاي با نامتان نان مي خورن............. اي شهيدان خو نتان را مي خورن


جنگ رفت و شهر ما تاريک شد.................. راه وصل عاشقان باريک شد


شما رفته مردم ريايي شدند.......................... و بر خي دگر شيميايي شدند


نه ان شيمايي که در جنگ بود بود............. نه ان گاز سمي که بي رنگ بود


هماناني که رنگ ريا مي زنن......................... و بر سينه سنگ خدا ميزنند


هماناني که يادي زبن مي کنن....................... فضا را پر از ادکلن مي کنن


به يک چک رشوه خور ميشوند.................. به يک حکم مسئول کل ميشوند


هماناني که در بي حجابي تکند........................ سزاوار يک قبضه نارنجکند


به سنگ تحاجم محک مي شوند..................... و مثل عروسک بزک ميشوند


از اينها بپرسد که مهارن کجاست....... شلمچه حلبچه فاو و مريوان کجاست؟


از اينها بپرسيد همت کيست ؟................ از اي ن ها بپرسيد باکري که بود ؟


اين از اين ها بپرسيد که بابايي که بود...... رجايي حسنپور اللهياري که بود ؟


کسي فکر گلهاي اين باغ نيست................ کسي مثل ان روزهاي داغ نيست


همه ناگهان عافيت خو شدند................. و يک شب از اين ر به ان رو شدند


کسي بر شهيدان سلامي نگفت......................... رضاي خدا را کلامي نگفت


بياييد که مردم بهتر شويم........................... در اين ابشار خدا تر شويم


بياييد تجديد پيمان کنيم................................... نگاهي به قبر شهيدان کنيم


                                                                

مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 7:2 بعد از ظهر - چهارشنبه 4 شهریور1388 |
  » رمضان
  فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن وماه خود سازی بر تمام

مسلمین جهان مبارکباد .

                                            

                 ماه نزول قرآن


مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 11:36 بعد از ظهر - شنبه 31 مرداد1388
  » سالها استخوان در گلو ، خار در چشم

اين روزها كه اين دادگاه محكومين به انقلاب مخملين را مي بينم گاهي اشك در چشمانم حلقه ميزند . آقا سيد علي(روحي فدا) 20 سال با چه كساني كار ميكرد ! ، در چه سطوحي!!!!

به قول حضرت امير (ع)  : پس صبر كردم در حالي كه خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود .و با ديدگان خود مي نگريستم كه ميراث مرا به غارت ميبرند .(نهج البلاغه – خطبه شقشقيه )

 خاتمي : رئيس جمهورسابق و رئيس مركز گفتگوي تمدنها و بنياد باران و مجري اعطاي  مجوز به بنياد صهيونيستي سورس تحت پوشش اين دو سازمان ، به اسم فعاليت براي حقوق بشر  و يكي از رهبران اصلي انقلاب مخملي . ... كه پس از انتخابات را بيشتر در كشورهاي اروپايي شرف حضور داشته اند!( كه البته ما نمي دانيم چرا ايشان اين همه با اروپايي ها سر و سر دارد!!!!) و  حالا هواي پناهندگي به اربابانش را هم دارد  ، و روزي شخص دوم اين مملكت بوده است .

، موسوي : نخست وزير جنگ و مشاور خاتمي و هاشمي . تحت الحمايه  كه اوباما كه او را الهام بخش حركت به سوي غرب لقب داد و سان خوزي و نتانياهو و مركل و نخست وزير انگليس و الخ...  ستادهايشان شده بود شعبه هايسفارت انگليس و فرانسه و پناه دادن به اغتشاشگران (به ياد ديگ پلو انگليسي ها در مشروطه افتادم ) . منافقين 2009

وقتي كه در اعترافات ديروز حسین رسام کارمند سفارت انگلیس ،شنيدم كه سفيران و نمايندگان اين كشورها سبزپوش در تجمعات و اعتراض ها شركت داشته اند و آنان را رهبري مي كردند ، باور كنيد فيوز پراندم . فكرش را بكنيد فقط در يك روز ، 100 تماس تلفني از ستاد مركزي جناب موسوي به سفارت انگليس براي انجام هماهنگي هاي لازم . خيانت تا كجا!!!

 ابطحي : رئيس دفتر خاتمي و يكي از عوامل اصلي طراحي كودتا عليه جمهوري اسلامي . خدا بيامرزد مشايي عله السلام را . دوم خردادي ها بي چاره را له كردند(البته حقش است) ، اما هيچوقت از ابطحي نگفتند .

، تاجزاده ( معاون سياسي وزارت كشور ) و رمضان زاده (سخنگوي دولت خاتمي )، حجاريان (ليدر فكري اصلاحات ) ، محتشمي پور(يار غار امام ، رئيس جمعيت دفاع از فلسطين ، وزير كشور در زوان هاشمي) ، كروبي (رئيس مجلس و نماينده امام با ساسي مانكنش و مديريت تجمعات ) ، هاشمي (كه گفتن ندارد ) ، بهزادنبوي (نايب رئيس مجلس) كه حاضر به خيانت به تمام ملتش به بهاي راضي كردن موسوي شد ، عطريانفر(ارشد وزارت كشور ) و.... .

نکته مهم تحلیل اینجاست ُ که تمامی این عاقبت به شرها ! خودشان در تولد و شکل گیری انقلاب نقش اساسی بر عهده داشته اند . در مطالعاتم پیرامون انقلاب های الهی ُ به این اصل رسیده بودم که ، انقلابها هميشه به دست انقلابيون منحرف و نابود مي شود، و با اين رويدادها به يقين رسيدم .

 ميگوييد اينها جديدا اين كاره شدند؟؟ ميگويم پس قتل هاي زنجيره ا و كوي دانشگاه كه هر دو آنها براي حذف رهبري و نابودي نظام طرح شده بود ،را همشيره ابوي بنده طرح و اجرا كردند؟؟!!!! . اينها سالهاست كه لباس ميش به تن كرده بودند و اكنون خداوند رسوايشان ساخت .

البته شما اين اعترافات را باور نكنيد. اخر به همه اين جماعت قرص روان گردان داده بودند. البته آن روزي كه عربده 11 ميليون تقلب را مي زدند ، قرص نخورده بودند و اينهايي هم كه ادعا ميكنند چيزي!! نخورده اند!!!

به نظر شما حفظ نظام و عبور دادن ان از اين گردنه هاي هولناك آن هم در اوج تنهايي ،  در اين 20 سال آن هم با حضور اين درندگان در راس امور در كمين ، از كسي جز نايب و تاييد شده امام زمان (عج) برمي آيد ؟؟؟ . بعد از اين اتفاقات  به آقا (روحي فدا)ارادت و يقين افزونتري پيدا كرده ام . و به " پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد ". چه افتي بود منتظري كه به دست امام (ره) از دامن اين ملت زدوده شد و چه نعمتي به ما عطا گرديد .

امام (ره) بعد از حادثه انفجار در مسجد ابوذر كه منجر به مجروحيت شديد آقا(روحي فدا) شد در يك جمله حكيمانه فرمودند : " خداوند ذخيره اين انقلاب را حفظ كرد ". حالا متوجه شدم ، ذخيره يعني چه .

به قول عطريانفر ، اگر رهبري يك قدم عقب مي نشست يا يك خطا ميكرد ، كودتا به هدفش دست مي يافت .

ای مارهای خوش خط خال دم از راه امام و شهدا میزنید می خواهید چه جور در روز قیامت سر در برابر امام و شهدا بلند کنید مرگ بر منافق.

" والله يدافع عن الذين آمنو....

                                                           


مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 12:29 بعد از ظهر - دوشنبه 19 مرداد1388 |
  » شیرینی شهادت

من کوچکتر ازآن هستم درباره  مقام شهید و شهادت  مطلبی را بیان بکنم  ولی  به سهم خود که در این جامعه نفس می کشم  چند خطی را بیان میکنم به نظر شما ومن وهمه مردم تعبیر شان از شهید شهادت چیست  ؟اصلا شهادت چیست ؟آیا شهادت مانند مرگ در بستر است یا نه؟ مثلاً بعضی ها را دیده ام که حرف از شهید به میان می آید تا تصویری از یک شهید می بیند می گوید که بیچاره جوان مرگ  شود حیف شود  بیچاره پدرو مادرش آرزوی دامادیش را داشتند  واقعاً اگر درباره مقام شهید و شهادت. مانند مرگ  طبیعی  فکر  شود ظلم بسیار زیادی  به مقام شهید شهادت شده  است به نظر شما آن جوانی که در آن روزگار  زندگی می کرده  جوان بود آرزو داشت مثل خیلی از  جوانها  مثل زندگی خوب  همسر خوب کار  خوب را داشت و اینها را گذاشت وقتی که  کشورش دینش ناموسش  در خطر بود به جبهه رفت  وجان خود را فدا کرد شربت شهادت را نوشیدبا آن کسی که در بسترمرگ مرده است یکسان است اصلا ٌ می خواست بماند برای چی کجا را بگیرد شما ومن همه تا به حال ماندیم   کجا را گرفتیم  می خواست بماند که برای هیچ پوچ دروغ بگوید  غیبت کند به گناه بیفتد وازسهمیه  جبهه اش ودر صد  جانبازیش برای رفتن به سینما موزه یا بورسیه تحصیلی برای فرزندش بگیرد  مثل  بعضی ها شکم گنده کند  وبه فکر کسی نباشد بی خیال باشد آیا شیرین تر از شهادت دیده بودیم ومانند تعبیر قاسم ابن الحسن شب عاشورا وقتی که امام حسین خبر شهادتش را داد امام گفت  اینجور مرگ را چه جور می بینی گفت  به خدا از عسل شیرین تر است خوشا به حال کسانی که درآن روزگار رفتند استفاده کردند و شهید شدند یا  به  مقام جانبازی  نایل شودند وبه گوشه ای افتاده یکی  پس از دیگری  پس از سالها درد رنج به هم سنگر هايشان پیوستند وبدا به حال کسانی که در آن روزگار به جای  رفتن به جبهه به دنبال مادیات رفتند  خوردند  خوابیدند  برای خوشگذرانی به اون بر آب رفتند  تو کافه با دوست  دخترهای فرنگی  یشان گفتند خندیدند  برای دو صباحی که در این دنیا  زندگی بکنند  مال بیشتری بدست  آورند به تعبیر خودشان از دنیا  عقب نیفتند  وحالا پس از بیست سال از  جنگ که از  گذشته است  کجا را گرفته اند آیا از آنها كه مانده اند چکار کرده اند آیا به درد کسی  خورد ه اید  با مالهایی که جمع کرد ه اید   به نظر بنده شهادت میان بری است برای پیمودن راه  صد  ساله در یک شب  مثلاً یک قند را وقتی در یک چای می اندازیم قند درون چای حل میشود  باعث می شود چای شیرین شود خون شهید همین جور است  وقتی ریخته می  شود در جامعه اثر خود را می گذاردشیرینی عجیبی  را پدید می آورد این را وقتی من حس کردم که موقعی که تعدادی از دوستانمان در حسینیه سید الشهدا( کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز) در حادثه بمب گذاری به شهادت رسیدند درآن شهری که فساد و فحشا و بی حجابی بیداد می کرد  شیرینی آن در این شهر بلکه در کل کشور اثر خود را گذاشت  مساجد ها پر شود در خود حسینیه  هم انسجام  عجیبی بین بچه ها کادر  پدید آورد هر کس خود را  جا مانده از قافله فرض می کرد گریه  می کرد که چرا ما شهید نشده ایم  چراچراچرا؟خیلی چر اهای دیگر وقتی به خود نگریستند و به  اعمال رفتار خود و این شهدا مقایسه کردند فهمیدند  چرا عقب ماندند و تشیع جنازه با شکوهی   برایشان  برپا شود هر کس سعی می کرد که خود را به تابوت ین عزیزان و دوستان شان برساند تبرک کنند بوسه بزنند ومن ازاون به  بعد فهمیدم که خون شهید اثر  گذار است وپس بیایم دعا کنیم خودمان و دوستانمان  که انشاء الله  خداوند لطفی در حق مان بکند با  شهادت از این دنیا برویم خدایا عمر پر از گناه مارا  نمک حرامی ما را تورا به مقتول کربلا ختم شهادت بفرما . شادی روح امام وشهدا صلوات  

                                                              شهدا زنده اند وناضر اعمال ما هستند


مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 11:59 بعد از ظهر - دوشنبه 12 مرداد1388 |
  » هنگامی که مهدی بر بالین بچه ها می آید( خاطره ای از شهید عبد الحمید حسینی)

صحنه ای را بریتان بگویم از یک کربلای جدید از لحظه ایی که مهدی «عج» به بالین بچه ها می آمد و آنها در آغوش می گیرد وآب به دهان آنها می دهد یکی از گروهانها که در دزفول که به دشمن حمله کرده بودند در آن منطقه مجبور می شوند که به عقب برگردند درراه یک ترکش به شقیقه فرما نده گروهان می خورد وچون قدرت ترکش شدید نبوده فقط بیناییش را از دست می دهد ودر همین حال یک پایش روی مین رفته وقطع می شود آخر ازهمه که بچه های گروه شناسایی بر گشته بودند می گفتند دیدیم داخل دشت یک کیلومتر مانده به خاکریز خودمان صدای ناله می آید صدای یک نفر که می گوید بزرگوار آقاکجا رفتی؟نزدیک که رفتیم گفتیم فلانی چرا اینجا نشسته ای؟گفت آقای بزرگواری آمد.دیدم که ما را نمی شناسد فهمیدم که چشمانش را ازدست داده بعد از این که با او مقداری صحبت کردم گفت که من پایم روی مین رفت ویک ترکش هم به گیجگاهم برخورد کرد و نابینا شدم آن لحظه ایی که فکر می کردم الان است که به شهادت برسم .می گفت که شدیدا تشنه بودم ودر گلویم احساس خفگی می کردم در همان حال یک دل شکستگی در من به وجود آمد از خدا  خواستم که مهدی را ببینم وبرم چشمانم نمی دید ولی یک لحظه احساس کردم یک دستی مانند حریر روی چشمانم صورتم و بدنم کشید شد یک جام آب به من داد وبه من سلام کرد با صوتی که در این دنیا نشنیده بودم جواب سلام را دادم واز آن آب خوردم ایشان زیر بغل مرا گرفت ومن را از زمین برداشت حس کردم مقداری زیادی از زمین بلند شده ام می دانستم که این من نیستم راه می روم چون یک پایم را از دست داده بودم مقدار زیادی من راآورد و زمین گذاشت ...گفت اینجا بنشین و کمی صبر کن تا الان که شما آمدید      

شهید عبد الحمید حسینی پاسدار فدایی امام زمان شهیدی که امام زمان در تشیع جنازه اش شرکت کرد..اگر می خواهید بیشتر در مورد این شهید بدانید  . لطفا در این قسمت کلیک کنید.

                                                                      پاسدار فدايي امام زمان شهيد عبد الحميد حسيني   


مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 1:9 قبل از ظهر - شنبه 3 مرداد1388 |
  » شهيد زنده روشنفگر مرده
             مقبره شهداي گمنام دانشگاه شيراز 

در اسفند ماه 86برابر با اربعين حسيني شهر شيراز شاهد تشيع 5شهيد گمنام دوران دفاع مقدس بود ، كه با شور و اشتياق همه اقشار مردم شهيد پرور و جوانان شهر شيراز روبرو شود  . كه از مسير ميدان امام حسين (ستاد) تا  دانشگاه شيراز تشيع شدند ، كه حال هوايي خاص و معنوي به شهرمان بخشيد . اما چند ماه بعد كه هنوز به يك سال از تشيع اين شهيدان نگذشته بود در همان دانشگاه در سالن كنفراس گروهي به اصطلاح رو شنفكر به اين شهدا توهين كردند و دانشگاه را به قبرستان تشبيح كردند و اين شهدا را مشتي استخوان پوسيده قلمداد كردند  كه با خشم مردم و دانشجويان انقلابي روبرو شد . كساني كه اين چنين حر فهايي مي زنند و با اعتقادات مردم بازي مي كنند حتما از و مقام شهيد و شهادت نا آگاه هستند ، و با حرفهاي كه يه پوست پياز ارزش نداره دل خودشان را خوش كرده اند و پيشرفت را توي تفكر پوچ غربي مي دانند . من به آنها مي گويم كه ما انقلابمان را به اين راحتي به دست نياورديم  و به اين راحتي از دست بدهيم وزير اين تفكرات مفت و پوچ برويم اين انقلاب با خون دل خورده هاي زيادي به دست آمده و حاصل چندين هزارخون  شهيد گلگون كفن است .  و اين تفكرات هيچ جايگاهي در اين مملكت ندارد .  واين سخن بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني را به خاطر بسپاريد كه مي فر مايد: مقام شهادت خود اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معنويت است. نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه در عوض شهادت فرزندان اسلام ،تنها خر مشهر و يا شهر هاي ديگر آزاد شد. تمامي اين خيالات باطل ملي گرهاست . ما هدف مان بالا تر است ود ر جايي ديگر مي فرمايد مبادا اساتيد و معلميني كه به وسيله ي معاشرت ها و مسا فرت به جهان به اصطلاح متمدن ، جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهيد ه اند ، تحقير و سرزنش نما يند و خداي نكرده از پيشرفت و استعداد خارجي ها بت بتراشد و روحيه پيروي و تقليد و گدا صفتي را در ضمير جوانان تزريق نما يند .برای شادی روح شهدا و امام شهدا و نابودی تمام دشمنان اسلام و منافقین صلوات.                     

                                                                   مراسم تشييع شهداي گمنام اسفند ماه 86دانشگاه شيراز                      


مطالب مرتبط | نويسنده : مخلص شهدا و رهبری | 9:4 بعد از ظهر - جمعه 26 تیر1388 |
کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ براي مدير آن محفوظ است!